العلامة المجلسي
621
حياة القلوب ( فارسي )
شدند وغرق گرديدند . وحق تعالى امر كرد آب را كه جسد فرعون را مرده بيرون افكند تا گمان نكنند بني إسرائيل كه أو نمرده است وپنهان شده است از ايشان . پس حق تعالى امر كرد موسى را كه با بني إسرائيل به مصر برگردند وخدا به ميراث داد به بني إسرائيل أموال وخانههاى فرعونيان را كه يكى از آنها چندين خانه از خانههاى ايشان را متصرف مىشد . پس امر كرد حق تعالى كه ايشان به شام بروند ، چون از آب گذشتند رسيدند به جماعتى كه بر بتي جمع شده بودند وأو را مىپرستيدند ! پس بني إسرائيل به موسى گفتند : براي ما خدائى قرار ده چنانچه اينها خدائى دارند ومىپرستند ! موسى گفت : شما گروهى هستيد جاهل ، آيا خدائى مىخواهيد بغير از خداوند عالميان « 1 » ؟ ! وبه سند موثق از حضرت امام صادق عليه السّلام منقول است كه : چون حق تعالى موسى عليه السّلام را بسوى فرعون فرستاد ، به در قصر فرعون آمد ورخصت طلبيد ، چون رخصت نيافت عصا را بر در زد تا همهء درها به يك مرتبه گشوده شد ، پس به مجلس فرعون درآمد وگفت : من رسول پروردگار عالميانم ، مرا بسوى تو فرستاده است كه بني إسرائيل را به من دهى كه با خود ببرم . فرعون گفت : آيا ما تو را تربيت نكرديم در ميان خود در وقتي كه طفل بودى ، وكردى آن كار را كه كردى ، يعنى آن مرد را كشتى وتو از كافران بودى ، يعنى كفران نعمت من كردى ؟ موسى عليه السّلام گفت : كردم ومن از راه گمكردگان بودم ، پس از شما گريختم چون ترسيدم ، پس بخشيد پروردگار من به من حكمت وعلم ، وگردانيد مرا از پيغمبران ، وآن نعمت كه بر من مىگذارى كه مرا تربيت كردى به سبب آن بود كه بني إسرائيل را به بندگى گرفته بودى وفرزندان ايشان را مىكشتى ، پس نعمت تو به سبب بلائي بود كه خود باعث آن شده بودى .
--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 155 ؛ تفسير عياشى 2 / 23 .